الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

211

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

چون كه پسر ابى طالب بر ما مسلط گردد ، همه گفتند ما مىدانيم محمد در هر چه گويد راست گويد ولى ما از او پيروى كنيم و در بارهء على دستور او را اطاعت نكنيم . فرمود : پس از آن اين آيه نازل شد كه : « مىشناسند نعمت خدا را و سپس آن را انكار مىكنند ( يعنى ولايت على بن ابى طالب را مىشناسند ) و بيشتر آنها كافر به ولايتند » . ( 1 ) 78 - سلام گويد : از امام باقر ( ع ) پرسيدم از تفسير قول خدا تعالى ( 63 سوره فرقان ) : « آن كسانى كه روى زمين آرام و آهسته و با وقار راه مىروند » فرمود : آنها اوصياء هستند كه براى ترس از دشمن آهسته راه مىروند . ( 2 ) 79 - از اصبغ بن نباته كه از امير المؤمنين ( ع ) پرسيد : از قول خدا تعالى ( 14 سوره لقمان ) : « كه شكر كن براى من و براى پدر و مادرت ، سر انجام به سوى من است » . در پاسخ فرمود : آن والدينى كه خدا شكر آنان را واجب كرده است آنهايند كه دانش را زايند و حكومت را به ارث برند و مردم به طاعتشان دستور دارند ، سپس خدا فرموده : « سرانجام به سوى من است » سر انجام بنده‌ها به آستان خدا است و دليل بر آن همين دو والدند و سپس خدا روى سخن را با زادهء حنتمه ( نام مادر عمر بن خطاب و دختر ذى الرمحين ) كرده و با رفيق او و فرموده است به مقصد خاص و لفظ عام « اگر آن دو ( عمر و ابى بكر ) با تو ستيزه كردند كه به من شرك آورى » و در وصيت افتراء بندى و از آن كه به تو دستور اطاعتش را دادم عدول كنى « فرمانش را مبر و